+
ستاره  آسمانی

ستاره آسمانی

تهران، ری
ستاره  آسمانی
-

ماه قيام ،ماه حسين ، ماه انقلاب
ماه خروج پيشرومومنان بود
ماه شکست دشمن قرآن وفتح حق
ماه ظهور عدل به اهل جهان بود
مردي قيام کرده به صحراي کربلا
کز خاندان خاتم پيغمبران بود
مردي قيام کرده که باانقلاب خون
بر هم زن رِِژيم ستم گستران بود
مردي قيام کرده که تا روز رستحيز
نام گراميش همه جا جاودان بود
فرزند با کفايت نستوه بوتراب
کز خون او زمين بلا گلستان بود
با خون نوشته است بتاريخ روزگار
هرکس که بار ظلم کشد ناتوانبود
بهر قيام نسل جوان برعليه ظلم
اول شهيدش اکبر زيبا جوان بود
تکميل تاشود سند سرخ انقلاب
امضاءزخون اصغر شيرين زبان بود
سيراب تا شوند همهتشنگان عدل
در خون طپيده ساقي لب تشگان بود
هفتاد وچند ياور وانصار ولشکرش
هريکچو آيت است که در خون طپان بود
عباس وعون وجعفروعبدالهش چوگل
سيراب زاشک دمبدم باغبان بود
قرآن ورق ورق پي تحکيم امر حق
تا نهضت مقدس دين جاودان بود
با اين قيام کاخ ستم واژگون نمود
تابر قرار مکتب خون جامگان بود
بر انتقال خون شهيدان بي کفن
گاه قيام (زين اب )قهرمان بود
هر ارض(کربلايي) وهر يوم عاشري
تا انقلاب مهدي صاحب زمان بود
سرسلسله مردم آزاد حسين استنقل از شکوفه
هاي غم -صص135-136-نادعلي کربلايي -موسسه مطبوعاتي خزر -تهران----
آنکس که دراين ره سر وجان داد حسين است
مردي که چوکوهي ببر تيشه ي بيداد
دامن بکمر برزد واستاد حسين است
درسي به بشر داد بدستور الهي
درسش عملي بود نه کتبي ،نه شفاهي
آيين يزيدي که بري بود زانصاف
ننمود بتهديد وبه تطميع گواهي
در معرکه دشمن چوبه او خط امان داد
رد کرد وخروشان شد ودر معرکه جان داد
ننهاد بزنجير ستم گردن تسليم
حنجر بدم خنجر بيداد گران داد
مردانه دراين معرکه بنهاد قدم را
بر ضدستمکار بر افراشت علم را
با نيروي يزداني وبا دست خدايي
بشکست بهم قدرت ارکان ستم را
اعلاميه از قتلگه کرب وبلا داد
با زينب وسجاد سوي شام فرستاد
اين جمله زخون بود در آن نشريه مسطور
بايد بشر از قيد اسارت شود آزاد
او کرد بنوع بشر اين قاعده تعليم
کاندر ره آزادگي از جان نبود بيم
ديگر نهراسد زستمکار ستمکش
مظلوم بظالم نکند کرنش وتعظيم
هر وحشي ناکس نزند کوس تمدن
هر کافر ناحق نزند لاف تدين
اشرار باحرار نگيرند سر راه
ناکس نفروشد بکسان ناز وتفر عن
شمشير نباشد بکف زنگي بد مست خائن نشود عالي وعالي نشود پست
باشد که ببالند وننازند ونتازند
از باب زر وسيم باشخاص تهيدست
برچيده شود قاعده ورسم توحش
از مسند حق دور شود قاضي حق کش
ازبين رود منکرومعروف بيايد جاهل رهد از جهل چو عالم بزيد خوش
مردم همه با کافر وظالم بستيزند
پويند ره حق وزناحق بگريزند
کوبند همي سنگ الم بر سر بدخواه
بر فرق تبهکار همي خاک بريزند
اين حکم صريح است وبديه است ومحقق
چيره نشود حق کش وکشته نشود حق
بيداد گري را اثري نيست بعالم
زنده است حسين ابن علي آن حق مطلق-
(ازبصير اصفهاني-به نقل از شاهکارهاي ادب فارسي(اشک شفق)صص200-201 آراسته
ي رضا معصومي -نشريه ماه نوع -ناشر : رشيدي -ديماه 1362
شمسي)-------------------
جلوه گاه حق از احمد مهران-همان ماخذ-ص 202:--
تاابد جلوه گه حق وحقيقت سر توست
معني مکتب تفويض علي اکبر توست
اي حسيني که تويي مظهر آيات خداي
اين صفت از پدر وجد تو در جوهر توست
درس مردانگي عباس بعالم آموخت
زانکه شد مست از آن باده که در ساغر توست
طفل شش ماهه تبسم نکند پس چه کند ؟
آنکه بر مرگ زند خنده علي اصغر توست
اي که در کرببلا بيکس وياور گشتي چشم بگشا وببين خلق جهان ياور توست
خواهر غمزده ات ديد سرت بر ني وگفت:
آنکه بايد به اسيري برود خواهر توست
(بابي انت وامي)که تواي مکتب عشق
عشق را مظهر و آثار علي اصغر توست
اي حسيني که بهر کوي عزاي تو بپاست
عاشقان رانظري دردم جان پرور توست
خواست (مهران )بزند بوسه سراپاي تورا
ديد هر جا اثر تير زپا تاسر توست --
نقل از ص202 اشک شفق -آراسته رضا معصومي-سروده احمدمهران - ---- سرسلسله
ي مردم آزاد حسين است
آنکس که دراين ره سر وجان داد حسين است
مردي که چوکوهي ببر تيشه ي بيداد
دامن بکمر برزد واستاد حسين است
درسي به بشر داد بدستور الهي
درسش عملي بود نه کتبي ،نه شفاهي
آيين يزيدي که بري بود زانصاف
ننمود بتهديد وبه تطميع گواهي
در معرکه دشمن چوبه او خط امان داد
رد کرد وخروشان شد ودر معرکه جان داد
ننهاد بزنجير ستم گردن تسليم
حنجر بدم خنجر بيداد گران داد
مردانه دراين معرکه بنهاد قدم را
بر ضدستمکار بر افراشت علم را
با نيروي يزداني وبا دست خدايي
بشکست بهم قدرت ارکان ستم را
اعلاميه از قتلگه کرب وبلا داد
با زينب وسجاد سوي شام فرستاد
اين جمله زخون بود در آن نشريه مسطور
بايد بشر از قيد اسارت شود آزاد
او کرد بنوع بشر اين قاعده تعليم
کاندر ره آزادگي از جان نبود بيم
ديگر نهراسد زستمکار ستمکش
مظلوم بظالم نکند کرنش وتعظيم
هر وحشي ناکس نزند کوس تمدن
هر کافر ناحق نزند لاف تدين
اشرار باحرار نگيرند سر راه
ناکس نفروشد بکسان ناز وتفر عن
شمشير نباشد بکف زنگي بد مست خائن نشود عالي وعالي نشود پست
باشد که ببالند وننازند ونتازند
از باب زر وسيم باشخاص تهيدست
برچيده شود قاعده ورسم توحش
از مسند حق دور شود قاضي حق کش
ازبين رود منکرومعروف بيايد جاهل رهد از جهل چو عالم بزيد خوش
مردم همه با کافر وظالم بستيزند
پويند ره حق وزناحق بگريزند
کوبند همي سنگ الم بر سر بدخواه
بر فرق تبهکار همي خاک بريزند
اين حکم صريح است وبديه است ومحقق
چيره نشود حق کش وکشته نشود حق
بيداد گري را اثري نيست بعالم
زنده است حسين ابن علي آن حق مطلق-
(ازبصير اصفهاني-به نقل از شاهکارهاي ادب فارسي(اشک شفق)صص200-201 آراسته
ي رضا معصومي -نشريه ماه نوع -ناشر : رشيدي -ديماه 1362
شمسي)-------------------
جلوه گاه حق از احمد مهران-همان ماخذ-ص 202:--
تاابد جلوه گه حق وحقيقت سر توست
معني مکتب تفويض علي اکبر توست
اي حسيني که تويي مظهر آيات خداي
اين صفت از پدر وجد تو در جوهر توست
درس مردانگي عباس بعالم آموخت
زانکه شد مست از آن باده که در ساغر توست
طفل شش ماهه تبسم نکند پس چه کند ؟
آنکه بر مرگ زند خنده علي اصغر توست
اي که در کرببلا بيکس وياور گشتي چشم بگشا وببين خلق جهان ياور توست
خواهر غمزده ات ديد سرت بر ني وگفت:
آنکه بايد به اسيري برود خواهر توست
(بابي انت وامي)که تواي مکتب عشق
عشق را مظهر و آثار علي اصغر توست
اي حسيني که بهر کوي عزاي تو بپاست
عاشقان رانظري دردم جان پرور توست
خواست (مهران )بزند بوسه سراپاي تورا
ديد هر جا اثر تير زپا تاسر توست --
نقل از ص202 اشک شفق -آراسته رضا معصومي-سروده احمدمهران--اسایش
1 نفر این مطلب را پسندید
-

ماه قيام ،ماه حسين ، ماه انقلاب
ماه خروج پيشرومومنان بود
ماه شکست دشمن قرآن وفتح حق
ماه ظهور عدل به اهل جهان بود
مردي قيام کرده به صحراي کربلا
کز خاندان خاتم پيغمبران بود
مردي قيام کرده که باانقلاب خون
بر هم زن رِِژيم ستم گستران بود
مردي قيام کرده که تا روز رستحيز
نام گراميش همه جا جاودان بود
فرزند با کفايت نستوه بوتراب
کز خون او زمين بلا گلستان بود
با خون نوشته است بتاريخ روزگار
هرکس که بار ظلم کشد ناتوانبود
بهر قيام نسل جوان برعليه ظلم
اول شهيدش اکبر زيبا جوان بود
تکميل تاشود سند سرخ انقلاب
امضاءزخون اصغر شيرين زبان بود
سيراب تا شوند همهتشنگان عدل
در خون طپيده ساقي لب تشگان بود
هفتاد وچند ياور وانصار ولشکرش
هريکچو آيت است که در خون طپان بود
عباس وعون وجعفروعبدالهش چوگل
سيراب زاشک دمبدم باغبان بود
قرآن ورق ورق پي تحکيم امر حق
تا نهضت مقدس دين جاودان بود
با اين قيام کاخ ستم واژگون نمود
تابر قرار مکتب خون جامگان بود
بر انتقال خون شهيدان بي کفن
گاه قيام (زين اب )قهرمان بود
هر ارض(کربلايي) وهر يوم عاشري
تا انقلاب مهدي صاحب زمان بود
سرسلسله مردم آزاد حسين استنقل از شکوفه
هاي غم -صص135-136-نادعلي کربلايي -موسسه مطبوعاتي خزر -تهران----
آنکس که دراين ره سر وجان داد حسين است
مردي که چوکوهي ببر تيشه ي بيداد
دامن بکمر برزد واستاد حسين است
درسي به بشر داد بدستور الهي
درسش عملي بود نه کتبي ،نه شفاهي
آيين يزيدي که بري بود زانصاف
ننمود بتهديد وبه تطميع گواهي
در معرکه دشمن چوبه او خط امان داد
رد کرد وخروشان شد ودر معرکه جان داد
ننهاد بزنجير ستم گردن تسليم
حنجر بدم خنجر بيداد گران داد
مردانه دراين معرکه بنهاد قدم را
بر ضدستمکار بر افراشت علم را
با نيروي يزداني وبا دست خدايي
بشکست بهم قدرت ارکان ستم را
اعلاميه از قتلگه کرب وبلا داد
با زينب وسجاد سوي شام فرستاد
اين جمله زخون بود در آن نشريه مسطور
بايد بشر از قيد اسارت شود آزاد
او کرد بنوع بشر اين قاعده تعليم
کاندر ره آزادگي از جان نبود بيم
ديگر نهراسد زستمکار ستمکش
مظلوم بظالم نکند کرنش وتعظيم
هر وحشي ناکس نزند کوس تمدن
هر کافر ناحق نزند لاف تدين
اشرار باحرار نگيرند سر راه
ناکس نفروشد بکسان ناز وتفر عن
شمشير نباشد بکف زنگي بد مست خائن نشود عالي وعالي نشود پست
باشد که ببالند وننازند ونتازند
از باب زر وسيم باشخاص تهيدست
برچيده شود قاعده ورسم توحش
از مسند حق دور شود قاضي حق کش
ازبين رود منکرومعروف بيايد جاهل رهد از جهل چو عالم بزيد خوش
مردم همه با کافر وظالم بستيزند
پويند ره حق وزناحق بگريزند
کوبند همي سنگ الم بر سر بدخواه
بر فرق تبهکار همي خاک بريزند
اين حکم صريح است وبديه است ومحقق
چيره نشود حق کش وکشته نشود حق
بيداد گري را اثري نيست بعالم
زنده است حسين ابن علي آن حق مطلق-
(ازبصير اصفهاني-به نقل از شاهکارهاي ادب فارسي(اشک شفق)صص200-201 آراسته
ي رضا معصومي -نشريه ماه نوع -ناشر : رشيدي -ديماه 1362
شمسي)-------------------
جلوه گاه حق از احمد مهران-همان ماخذ-ص 202:--
تاابد جلوه گه حق وحقيقت سر توست
معني مکتب تفويض علي اکبر توست
اي حسيني که تويي مظهر آيات خداي
اين صفت از پدر وجد تو در جوهر توست
درس مردانگي عباس بعالم آموخت
زانکه شد مست از آن باده که در ساغر توست
طفل شش ماهه تبسم نکند پس چه کند ؟
آنکه بر مرگ زند خنده علي اصغر توست
اي که در کرببلا بيکس وياور گشتي چشم بگشا وببين خلق جهان ياور توست
خواهر غمزده ات ديد سرت بر ني وگفت:
آنکه بايد به اسيري برود خواهر توست
(بابي انت وامي)که تواي مکتب عشق
عشق را مظهر و آثار علي اصغر توست
اي حسيني که بهر کوي عزاي تو بپاست
عاشقان رانظري دردم جان پرور توست
خواست (مهران )بزند بوسه سراپاي تورا
ديد هر جا اثر تير زپا تاسر توست --
نقل از ص202 اشک شفق -آراسته رضا معصومي-سروده احمدمهران - ---- سرسلسله
ي مردم آزاد حسين است
آنکس که دراين ره سر وجان داد حسين است
مردي که چوکوهي ببر تيشه ي بيداد
دامن بکمر برزد واستاد حسين است
درسي به بشر داد بدستور الهي
درسش عملي بود نه کتبي ،نه شفاهي
آيين يزيدي که بري بود زانصاف
ننمود بتهديد وبه تطميع گواهي
در معرکه دشمن چوبه او خط امان داد
رد کرد وخروشان شد ودر معرکه جان داد
ننهاد بزنجير ستم گردن تسليم
حنجر بدم خنجر بيداد گران داد
مردانه دراين معرکه بنهاد قدم را
بر ضدستمکار بر افراشت علم را
با نيروي يزداني وبا دست خدايي
بشکست بهم قدرت ارکان ستم را
اعلاميه از قتلگه کرب وبلا داد
با زينب وسجاد سوي شام فرستاد
اين جمله زخون بود در آن نشريه مسطور
بايد بشر از قيد اسارت شود آزاد
او کرد بنوع بشر اين قاعده تعليم
کاندر ره آزادگي از جان نبود بيم
ديگر نهراسد زستمکار ستمکش
مظلوم بظالم نکند کرنش وتعظيم
هر وحشي ناکس نزند کوس تمدن
هر کافر ناحق نزند لاف تدين
اشرار باحرار نگيرند سر راه
ناکس نفروشد بکسان ناز وتفر عن
شمشير نباشد بکف زنگي بد مست خائن نشود عالي وعالي نشود پست
باشد که ببالند وننازند ونتازند
از باب زر وسيم باشخاص تهيدست
برچيده شود قاعده ورسم توحش
از مسند حق دور شود قاضي حق کش
ازبين رود منکرومعروف بيايد جاهل رهد از جهل چو عالم بزيد خوش
مردم همه با کافر وظالم بستيزند
پويند ره حق وزناحق بگريزند
کوبند همي سنگ الم بر سر بدخواه
بر فرق تبهکار همي خاک بريزند
اين حکم صريح است وبديه است ومحقق
چيره نشود حق کش وکشته نشود حق
بيداد گري را اثري نيست بعالم
زنده است حسين ابن علي آن حق مطلق-
(ازبصير اصفهاني-به نقل از شاهکارهاي ادب فارسي(اشک شفق)صص200-201 آراسته
ي رضا معصومي -نشريه ماه نوع -ناشر : رشيدي -ديماه 1362
شمسي)-------------------
جلوه گاه حق از احمد مهران-همان ماخذ-ص 202:--
تاابد جلوه گه حق وحقيقت سر توست
معني مکتب تفويض علي اکبر توست
اي حسيني که تويي مظهر آيات خداي
اين صفت از پدر وجد تو در جوهر توست
درس مردانگي عباس بعالم آموخت
زانکه شد مست از آن باده که در ساغر توست
طفل شش ماهه تبسم نکند پس چه کند ؟
آنکه بر مرگ زند خنده علي اصغر توست
اي که در کرببلا بيکس وياور گشتي چشم بگشا وببين خلق جهان ياور توست
خواهر غمزده ات ديد سرت بر ني وگفت:
آنکه بايد به اسيري برود خواهر توست
(بابي انت وامي)که تواي مکتب عشق
عشق را مظهر و آثار علي اصغر توست
اي حسيني که بهر کوي عزاي تو بپاست
عاشقان رانظري دردم جان پرور توست
خواست (مهران )بزند بوسه سراپاي تورا
ديد هر جا اثر تير زپا تاسر توست --
نقل از ص202 اشک شفق -آراسته رضا معصومي-سروده احمدمهران--اسایش
1 نفر این مطلب را پسندید
حکایت تلخ...

من محمدیم، سجاد سجادی، رهرو منتظر و 4 نفر دیگر این مطلب را پسندیدند
مسافر کوچولو برو بابا من عاشق هوشنگم
18 خرداد 1394 - 10:46
بدون شرح...
سوگند آسمانی، رضا بابکی، مسافر کوچولو و 4 نفر دیگر این مطلب را پسندیدند
محبوبه لطفی زاد آره... در ضمن، خوبه یه عکس سلفی هم در این شکل از خودمون بندازیم!
30 بهمن 1393 - 09:30
من محمدیم بله
1 اسفند 1393 - 19:51
محمد حسن اسايش فلک دانی چه ظلمی از تو برزهرای اطهر شد چه بیدادی زتو بر فاطمه بعد از پیمبر شد مگر آن گفته های شاه خاتم رفته از گوشت که بعد ازرحلت او فاطمه از غم مکدر شد بگفت احمد مکرر فاطمه بضعه منی چرانسبت به او پس ظلمها زامت مکررشد همان زهرا که احمد زاحترامش گفت با امت دریده نامه ی ارثش زخصم شوم کافر شد نخشکیده هنوز از آب غسل شاه خاتم کفن که نار ظلم در باب سرایش شعله آور شد دل بشکسته اش اورا نبود بس در غم بابش که پهلویش شکسته آن چنان از ضربت در شد نبود بس سینه اش را ناله های جانگداز غم که آزرده زمیخ در زاعدای ستمگر شد نبود بس تیرگی روز در چشمش زهجر باب که نیلی آنچنان از سیلی آن رخسار انور شد زضرب تازیانه دشمن دین بازویش راخست مصیبت دیده ای را تسلیت آنسان مقرر شد چرا حبل جفا بر گردن حبل المتین بستند چرزا مغلوب دست روبه دون ،شیر داور شد قضا بر بست دست شیر حق را ورنه در آندم کجاروبه ، رها از دست ضرغام غضنفر شد ز لطف مرتضی و آل پاک اوست کاندر طوس بدوران مرثیه خوانی ، مدامی شغل (آذر) شد . اثر طبع آذر خراسانی -به نقل از جلد اول دیوان آذر -صص-۵۵-۵۶ -چا پ سوم -۱۳۴۸ شمسی انتشارات طوس-----
8 اسفند 1393 - 15:43
مسافر کوچولو هان
22 اسفند 1393 - 10:01
علم بهتر است یا سیب زمینی سرخ کرده ای که مامانت نمیذاره بخوری و تو یواشکی میخوری؟؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خاک تو سر این علم بکنن ک با هر چی مقایسه اش میکنی کم میاره...
رضا بابکی، ˙·٠•●♥ سیّد محمّد˙·٠•●♥ ، مهشيد و 6 نفر دیگر این مطلب را پسندیدند
مسافر کوچولو خودتی شیطون شدیاااااااااااا
28 بهمن 1393 - 22:13
امیر آسمانی ههههههههه
29 بهمن 1393 - 12:04
˙·٠•●♥ سیّد محمّد˙·٠•●♥ قـــــــرمه سبزی مامان
29 بهمن 1393 - 17:02
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﺨﺼﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻭﺻﯿﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻧﻢ ﺭﻭ ﺍﻫﺪﺍ ﮐﻨﻦ!
ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﮐﺎﺭ ﺧﯿﺮ ﻭ ﻧﺠﺎﺕ ﺟﻮﻥ ﺑﻘﯿﻪ!
ﺑﻠﮑﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻭﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﺴﯽ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ بده.
چندتاشون خيلى دهن لقن. :D

سوگند آسمانی، رضا بابکی، ˙·٠•●♥ سیّد محمّد˙·٠•●♥ و 7 نفر دیگر این مطلب را پسندیدند
حمزه عليزاده خخخخ خوب بود
28 بهمن 1393 - 22:06
مسافر کوچولو عجب پس حدثم درست بود راه افتادی
28 بهمن 1393 - 22:15
امیر آسمانی هههههههههههه
29 بهمن 1393 - 12:04
محبوبه لطفی زاد احســـنت !
29 بهمن 1393 - 13:58
˙·٠•●♥ سیّد محمّد˙·٠•●♥ گل گفتی ...
29 بهمن 1393 - 17:02
✔ برای بعضی‌ها نامش، ❤آقای خامنه‌ای❤ است!
✔ بعضی دیگر، ❤مقام معظم رهبری❤.... ❤آیت‌الله خامنه‌ای❤
❤معظم له ❤یا ❤رهبر انقلاب❤ خطابش می‌کنند.
✔ برای برخی دیگر❤ آقا سیدعلی آقای خامنه‌ای❤،❤ حضرت آقا ❤یا ❤امام خامنه‌ای❤ است.
✔ کسانی هم هستند در آن سوی مرزها که❤ سیدنا القائد❤ صدایش می‌کنند.

برای من اما ... بگذریم!
■ این روزها که از فتنه‌ی شومِ شام تا کوچه پس کوچه‌های خون‌آلود منامه و کویته و بغداد بوی خون و جنون می‌آید.
■ این روزها که آرواره‌ی ماهواره‌های وهابی و مافیای رسانه‌ایِ بیت تکفیر و نفاق، دندان شبهه‌های شیطانی‌شان را در تن یقین بعضی از برادران مسلمانمان فرو می‌کنند.
■ این روزها که گزینه‌های روی میز 1 5 گرگ، دورنمای میراث احمدی‌روشن‌ها را در سایه‌ی تاریکی فرو برده است.
■ این روزها که تیتر تکراری خبرهای هر روز دنیا خونین شدن سنگفرش‌های فلان نقطه‌ی دنیا از خون شیعیان جهان است.
■ این روزها که حراج حجاب مانکن‌های متحرک در خیابان‌های شهرهایمان، مادران شهدا را شکنجه می‌دهد.
این روزها که ...
■ این روزها که هجوم گله‌ی کفتارهای شیطان، محاصره‌مان می‌کند،
♥ دلمان خوش می‌شود به دیدن چهره‌ی "مردی" که نائب حضرت عشق است.
♥ مردی که کافیست فقط بگوید ◩غلطی از اسرائیل سر بزند تل‌آویو و حیفا را با خاک یکسان می‌کنیم◪ تا خواب را از چشم ژنرال‌های اسراییلی بگیرد.
♥ مردی که تجلی سلیمای اقتدار، سردمداران معبد سلیمان را آشفته کرده است.
♥ مردی که در این بیست و چند سال رهبری، کشتی انقلاب را به مدد خداوند، خمینی‌وار ناخدایی کرده است تا آنجا که دشمنانش صریح گفته‌اند ◩خامنه‌ای، خلف صالح خمینی است◪
♥ مردی که در روزهای آشفته‌ی غیبت، آرام دل جغرافیای شیعه است.
مردی که ... بگذریم!
برای بعضی‌ها نامش❤ مقام معظم رهبری❤،❤ آیت‌الله خامنه‌ای❤ یا❤ امام خامنه‌ای❤ است.
♥ من اما در روزگاری که نامردها، پشت میز ریاست جهان نشسته‌اند، او را با یک کلمه خطاب می‌کنم:

مـَــــ♥ــــــرد ...

رضا بابکی، عباس ج ف، امیر آسمانی و 5 نفر دیگر این مطلب را پسندیدند
عاطفه امینی ممنون ..واقعا مرد ست
26 بهمن 1393 - 22:41
طزنج سراي من مطلب زیبایی بود
26 بهمن 1393 - 22:44
مسافر کوچولو این روزها که ...
26 بهمن 1393 - 23:57
حمزه عليزاده سيد خراساني كه پرچم آقا را بر دوش دارد ... من اينگونه صدايش مي كنم ...
27 بهمن 1393 - 09:32
امیر آسمانی زیبا بود
27 بهمن 1393 - 11:07


لحظه ای مثل من تصور کن ؛ پای قول و قرار یک نفری
ترس شیرین و مبهمی دارد ؛ اینکه در انحصار یک نفری !
" چشم های سیاه سگ دار" ش ؛ شده آتش بیار معرکه ات
و تو راضی به سوختن شده ای ؛ چون که دار و ندار یک نفری
شک ندارم سر تصاحب تو؛ جنگ خونین به راه می افتد
همه دنبال فتح عشق تو اند ؛ و تو تنها کنار یک نفری ...
مرد و مردانه در کنار توام ؛ تا همیشه در انحصار توام
این وصیت بگو نوشته شود ؛ روی سنگ مزار یک نفری ...

امید صباغ نو

رضا بابکی، امیرحسین مقدم، ˙·٠•●♥ سیّد محمّد˙·٠•●♥ و 4 نفر دیگر این مطلب را پسندیدند
مسافر کوچولو این اخلاقتو بزار کنار صد بار بهت گفتم
26 بهمن 1393 - 02:38
ري را احمدي زيباااااااااا
26 بهمن 1393 - 08:03
˙·٠•●♥ سیّد محمّد˙·٠•●♥ عاااااااااااااااااااالی بود
26 بهمن 1393 - 08:41
محبوبه لطفی زاد چـــرا وصیـــت! ... دلـــم آزرده خاطـــر شـــد
26 بهمن 1393 - 12:21
ریاضی عزیز!!!!!!!!


قبول کن که x رفته و دیگه بر نمی گرده ، اینقد ازما نخواه x رو پیداکنیم !!سعی کن به زندگیت بدن اون ادامه بدی!!
رضا بابکی، عباس ج ف، مسافر کوچولو و 4 نفر دیگر این مطلب را پسندیدند
مسافر کوچولو 20
18 بهمن 1393 - 11:35
ﻓﻮﺍﯾﺪ ﺟﻮﺭﺍﺑﻬﺎﯼ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ !!!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ﺯﻧﺎﻧﻪ :

ﺻﺎﻓﯽ ﺁﺑﻠﯿﻤﻮ

ﺻﺎﻓﯽ ﺁﺏ ﻏﻮﺭﻩ

ﺩﻭﺵ ﺣﻤﺎﻡ

ﮐﺶ ﻣﻮ

ﺟﺎﺑﺠﺎﯾﯽ ﭘﻮﻝ ﻭ ﺍﺷﯿﺎ

ﮐﻤﺮﺑﻨﺪ ﺷﻠﻮﺍﺭ !!!

جایگزین موقت تسمه ماشین
.

.

.

ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ :

ﮐﺸﺘﻦ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺣﺸﺮﺍﺕ ﻣﺰﺍﺣﻢ

ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺍﺳﭙﺮﯼ ﻓﻠﻔﻞ

ﻣﺎﺩﻩ ﺑﯿﻬﻮﺷﯽ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﻋﻤﻞ

ﺳﻢ ﺟﻬﺖ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ

ﺫﻭﺏ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻣﻮﯾﺮﮔﻬﺎﯼ ﺩﻣﺎﻍ ﺟﻬﺖ

ﺳﯿﻨﻮﺯﯾﺘﻬﺎﯼ ﻻ ﻋﻼﺝ…

رضا بابکی، مسافر کوچولو، ري را احمدي و 4 نفر دیگر این مطلب را پسندیدند
ري را احمدي جالبه....
12 بهمن 1393 - 08:17
مسافر کوچولو الان مخوای اختلاف ایجاد کنی
18 بهمن 1393 - 11:36
رضا بابکی همینش.خوبهچ
19 اسفند 1393 - 21:55